حرف دل 1391/11/06
سلام پارمیس جونم دختر عزیزم
امروز جمعه ششمین روز از بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و نود و یک می باشد.
دختر عزیزم تو امروز هفته 34 رو تمام کرده و پا به هفته 35 میذاری و دیگر چیزی نمونده که پا به دنیای ما گذاشته و همو رو ا ز چشم انتظاری در آری. آخه همه دلمان برای تو تنگ شده و میخواییم تورو ببینیم.
دختر نازم اونقدر دلم برات تنگ شده که حدی ندارد آخه میخوام تورو در آغوشم کشیده و بوست کرده و بهت بگم که تو همه چیز منی و من تورو دوست دارم.
دختر نازم پارمیس گلم چند روز پیش که پیش دکترت رفته بودیم دکترت گفت که ماشاء اله خیلی خوب رشد کرده و سالم سالم است و من و مامانی کلی خوشحال شدیم و اومدیم خونه برات اسفند دود کردیم.
دختر گلم دیروز رفتیم برات کلی وسالی خریدیم. نمیدونی که چه وسایلهایی برات خریدیم و چه اتاقی برات درست کردیم. مبارکت باشند.
دختر گلم آخرین بار که سونوگرافی رفته بودیم دکتر گفت که 12 اسفند به دنیا میای ولی من حسم میگه که تو 5 اسفند به دنیا خواهی آمد یعنی درست یک ماه دیگه. آخ که چقدر خوشحالم . آخه بعد یه ماهه دیگه مسافری از طرف خدا دارم و من میتونم این مسافر خدا رو بغلم کرده و بوسش کنم و بهش بگم که خیلی خیلی دوسش دارم.
دختر عزیزم دیگه باید برم بخوابم آخه فرداصبح باید برم سرکار.






حرف دل 1391/11/06