پارمیس، فرشته كوچولوپارمیس، فرشته كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره
تاريخ پيوندمانتاريخ پيوندمان، تا این لحظه: 16 سال و 23 روز سن داره
روز عقدكنانروز عقدكنان، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره
روز آشناييروز آشنايي، تا این لحظه: 23 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره
مامان و باباي پارميسمامان و باباي پارميس، تا این لحظه: 45 سال و 6 ماه و 18 روز سن داره

بهشت کوچک مامان و بابا

بخوان و درباره اش فكر كن

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند آدم هاي كوچك بي دردند آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند آدم هاي كوچك به د...
24 اسفند 1392

بخوان و درباره اش فكر كن

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند   آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند آدم هاي كوچك بي دردند   آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند   آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند آدم هاي كوچك به دنبال كسب س...
24 اسفند 1392

كودكم...

کودکم این دوست داشتن است این همان حس قشنگی ست که دلم میخواهد او درون دل من جای باز کرده است کودکی بازی گوش نازنینی با هوش چشمهای مشکی پوستی مهتابی گیسوانی چو شب بی مهتاب که نسیم خوش او دلها برده ز کف اری اری اری دوستش میدارم قهقه های قشنگش که همه مستانه حاکی از سر درون خوش اوست دوستش میدارم من که خود میدانم او یقین سهم من است از بهشت خاکی ...
24 اسفند 1392

كودكم...

کودکم این  دوست داشتن  است این همان حس قشنگی ست که دلم میخواهد او درون  دل  من جای باز کرده است کودکی بازی گوش نازنینی با هوش چشمهای مشکی پوستی مهتابی گیسوانی چو شب بی مهتاب که نسیم خوش او دلها برده ز کف اری اری اری دوستش میدارم قهقه های قشنگش که همه مستانه حاکی از سر درون خوش اوست دوستش میدارم من که خود میدانم او یقین سهم من است از بهشت خاکی ...
24 اسفند 1392

اينجا كه آمدي روي من حساب كن

در ريخت و ُ پاش ِ خانه تكاني ِ اين روزها دائم مراقب ِ توام. انگار از نفس هم ظريفتري ! دنياي من با حسّ تو اين روزها دارد صورتي تر از قبل مي شود. ما ... منظورم من و ُ تو است... ما عاشقانه ترين مادر و كودكِ قرن هاي اخير خواهيم شد ... اين را به تو قول ميدهم. اين روزها بيشتر تكان ميخوري... اين روزها بيشتر تو را حس ميكنم. با عيد حضور ِ تو پر رنگ تر ميشود... از نسل ِ آينه هاي كوچك ِ هندسي كه روي پارچه هاي احساس دوخته شدند... همان آينه دوزي هاي نوجوانيم ..آري تو از نسل ِ همان ايامي. ...
24 اسفند 1392

اينجا كه آمدي روي من حساب كن

در ريخت  و ُ پاش ِ خانه تكاني ِ اين روزها دائم مراقب ِ توام. انگار از نفس هم ظريفتري ! دنياي من با حسّ تو اين روزها دارد صورتي تر از قبل مي شود. ما ... منظورم من و ُ تو است... ما عاشقانه ترين مادر و كودك ِ قرن هاي اخير خواهيم شد ... اين را به تو قول ميدهم. اين روزها بيشتر تكان ميخوري... اين روزها بيشتر تو را حس ميكنم. با عيد حضور ِ تو پر رنگ تر ميشود... از نسل ِ آينه هاي كوچك ِ هندسي كه روي پارچه هاي احساس دوخته شدند... همان آينه دوزي هاي نوجوانيم ..آري تو از نسل ِ همان ايامي. آنجا كه هس...
24 اسفند 1392

تو کودکی های منی یا کودکی های مادرت ؟

باغ ِ گل کنار ِ چشم های تو بی طراوت است... تو از بس برای من عزیزی ! خودم را فراموش کرده ام ... پارميسم ... تو کودکی های منی یا کودکی های مادرت ؟ تو کدام ِ مایی ؟ که انقدر دلنشین و ُ دلبرانه ای ! فدای تو تمام ِ لحظه های من. پارميسم... ...
24 اسفند 1392

تو کودکی های منی یا کودکی های مادرت ؟

باغ ِ گل کنار ِ چشم های تو بی طراوت است... تو از بس برای من عزیزی ! خودم را فراموش کرده ام ... پارميسم ... تو کودکی های منی یا کودکی های مادرت ؟ تو کدام ِ مایی ؟ که انقدر دلنشین و ُ دلبرانه ای ! فدای تو تمام ِ لحظه های من. پارميسم... ...
24 اسفند 1392