نصيحت پدرانه
بخوان و درباره اش فكر كن
آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند آدم هاي كوچك بي دردند آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند آدم هاي كوچك به د...
نویسنده :
مامان و بابا
14:51
بخوان و درباره اش فكر كن
آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند آدم هاي كوچك بي دردند آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند آدم هاي كوچك به دنبال كسب س...
نویسنده :
مامان و بابا
14:51
كودكم...
کودکم این دوست داشتن است این همان حس قشنگی ست که دلم میخواهد او درون دل من جای باز کرده است کودکی بازی گوش نازنینی با هوش چشمهای مشکی پوستی مهتابی گیسوانی چو شب بی مهتاب که نسیم خوش او دلها برده ز کف اری اری اری دوستش میدارم قهقه های قشنگش که همه مستانه حاکی از سر درون خوش اوست دوستش میدارم من که خود میدانم او یقین سهم من است از بهشت خاکی ...
نویسنده :
مامان و بابا
11:35
كودكم...
کودکم این دوست داشتن است این همان حس قشنگی ست که دلم میخواهد او درون دل من جای باز کرده است کودکی بازی گوش نازنینی با هوش چشمهای مشکی پوستی مهتابی گیسوانی چو شب بی مهتاب که نسیم خوش او دلها برده ز کف اری اری اری دوستش میدارم قهقه های قشنگش که همه مستانه حاکی از سر درون خوش اوست دوستش میدارم من که خود میدانم او یقین سهم من است از بهشت خاکی ...
نویسنده :
مامان و بابا
11:35
اينجا كه آمدي روي من حساب كن
در ريخت و ُ پاش ِ خانه تكاني ِ اين روزها دائم مراقب ِ توام. انگار از نفس هم ظريفتري ! دنياي من با حسّ تو اين روزها دارد صورتي تر از قبل مي شود. ما ... منظورم من و ُ تو است... ما عاشقانه ترين مادر و كودكِ قرن هاي اخير خواهيم شد ... اين را به تو قول ميدهم. اين روزها بيشتر تكان ميخوري... اين روزها بيشتر تو را حس ميكنم. با عيد حضور ِ تو پر رنگ تر ميشود... از نسل ِ آينه هاي كوچك ِ هندسي كه روي پارچه هاي احساس دوخته شدند... همان آينه دوزي هاي نوجوانيم ..آري تو از نسل ِ همان ايامي. ...
نویسنده :
مامان و بابا
11:33
اينجا كه آمدي روي من حساب كن
در ريخت و ُ پاش ِ خانه تكاني ِ اين روزها دائم مراقب ِ توام. انگار از نفس هم ظريفتري ! دنياي من با حسّ تو اين روزها دارد صورتي تر از قبل مي شود. ما ... منظورم من و ُ تو است... ما عاشقانه ترين مادر و كودك ِ قرن هاي اخير خواهيم شد ... اين را به تو قول ميدهم. اين روزها بيشتر تكان ميخوري... اين روزها بيشتر تو را حس ميكنم. با عيد حضور ِ تو پر رنگ تر ميشود... از نسل ِ آينه هاي كوچك ِ هندسي كه روي پارچه هاي احساس دوخته شدند... همان آينه دوزي هاي نوجوانيم ..آري تو از نسل ِ همان ايامي. آنجا كه هس...
نویسنده :
مامان و بابا
11:33
تو کودکی های منی یا کودکی های مادرت ؟
باغ ِ گل کنار ِ چشم های تو بی طراوت است... تو از بس برای من عزیزی ! خودم را فراموش کرده ام ... پارميسم ... تو کودکی های منی یا کودکی های مادرت ؟ تو کدام ِ مایی ؟ که انقدر دلنشین و ُ دلبرانه ای ! فدای تو تمام ِ لحظه های من. پارميسم... ...
نویسنده :
مامان و بابا
11:32
تو کودکی های منی یا کودکی های مادرت ؟
باغ ِ گل کنار ِ چشم های تو بی طراوت است... تو از بس برای من عزیزی ! خودم را فراموش کرده ام ... پارميسم ... تو کودکی های منی یا کودکی های مادرت ؟ تو کدام ِ مایی ؟ که انقدر دلنشین و ُ دلبرانه ای ! فدای تو تمام ِ لحظه های من. پارميسم... ...
نویسنده :
مامان و بابا
11:32



