پارمیس، فرشته كوچولوپارمیس، فرشته كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره
تاريخ پيوندمانتاريخ پيوندمان، تا این لحظه: 16 سال و 24 روز سن داره
روز عقدكنانروز عقدكنان، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره
روز آشناييروز آشنايي، تا این لحظه: 23 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره
مامان و باباي پارميسمامان و باباي پارميس، تا این لحظه: 45 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

بهشت کوچک مامان و بابا

نامه بابا لنگه دراز به جودي

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ... جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آن...
11 شهريور 1393

نامه بابا لنگه دراز به جودي

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ... جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم ...
11 شهريور 1393

خاطره اي از پارك ترنم(بانوان)

دختر خوشگلم عزيزدلم سلام مامان برايم تعريف ميكرد كه ديروز توي پارك بانوان يه خانومي با پسر 9 ساله اش اونجا بودند و خانومه مي گفت كه پسرمو سه ساله پيش برا تست به سنجش برده بودم ولي اونا گفتند كه پسرتون توان حضور در مدرسه عادي رو نداره و بايد در مدرسه استثنايي ثبت نام كنه و منهم همين كارو كردم و الان سه ساله كه داره اول ميخونه ... مامان ميگفت با خانوم محرمخاني خواستيم امتحانش كنيم و به پسره گفتيم كه تا 10 بشماره شروع كرد به شمردن 1 2 9 7 12 14 مامان ميگفت ما اونقدر برا پسره توضيح داديم كه يه لحظه ديديم پارميس اونور داره برا خودش ميگه نه ده نه ده نه ده ... مامان ميگفت كه همه از خنده روده بر شده بودند و نمي دونستند كه چيكار كنند... ...
8 شهريور 1393

خاطره اي از پارك ترنم(بانوان)

دختر خوشگلم عزيزدلم سلام مامان برايم تعريف ميكرد كه ديروز توي پارك بانوان يه خانومي با پسر 9 ساله اش اونجا بودند و خانومه مي گفت كه پسرمو سه ساله پيش برا تست به سنجش برده بودم ولي اونا گفتند كه پسرتون توان حضور در مدرسه عادي رو نداره و بايد در مدرسه استثنايي ثبت نام كنه و منهم همين كارو كردم و الان سه ساله كه داره اول ميخونه ... مامان ميگفت با خانوم محرمخاني خواستيم امتحانش كنيم و به پسره گفتيم كه تا 10 بشماره شروع كرد به شمردن 1 2 9 7 12 14 مامان ميگفت ما اونقدر برا پسره توضيح داديم كه يه لحظه ديديم پارميس اونور داره برا خودش ميگه نه ده نه ده نه ده ... مامان ميگفت كه همه از خنده روده بر شده بودند و نمي دونستند كه چيكار كنند......
8 شهريور 1393

به بهانه روز دختر

سلام  بر پارميس بابا سلام بر نور چشمان بابا سلام بر همه هستي من دختر عزيزم روز دختر را بر تو دختر گلم تبريك ميگويم و برايت بهترين آرزوهايم را خواهانم و اميدوارم كه وجود نازت هميشه سالم لبانت خندان و دلت شاد باشد. دخترم با تو سخن می گویم   گوش کن با تو سخن می گویم   زندگی در نگهم گلزاریست  و تو با قامت چون نیلوفر    شاخه ی پر گل این گلزاری   من در اندام تو یک خرمن گل می بینم   گل گیسو، گل لبها ، گل لبخند امید؛   گل دنیای بزرگ ، گل فردای سپید!   می خرامی و تو را می نگرم،   چشم تو آیینه ی روشن دنیای من ا...
8 شهريور 1393